داره اون روز ميرسه، كه ديگه بايد برم
موندنيها همه رفتن، آره من مسافرم
ياد روزهايي ميافتم، توي سبزهزار سبز
من و حرفاي قشنگت، وقتي كه گفتي گلم
دل من خيلي گرفته، اشكمم در نميآد
ديگه از گريه گذشته، كار و بار اين دلم
اي رفيق، اي مهربونم، دل تو خوش باشه
ميدونم تو هم ميري، برو، منم مسافرم
مگه میشه بی تو خندید سرخی شقایق و دید
رفت و رفت تا آسمونها میون رنگین کمونها
مگه میشه زیر بارون با صدای ناز ناودون
یاد اون صدات نیافتاد خاطره هات بره از یاد
اما این حرف دل ماست
دل تو اینو نمی خواست
آخرش تنهام می ذاری می دونم دوستم نداری
نمی خوای منو ببینی میون چشام بشینی
دل تو منو رها کرد سرنوشت ما رو جدا کرد
دیگه باید اینو فهمید
آخرش مرگ دلو دید
بعد اون دلواپسی ها غم مرگ اطلسی ها
زل زدن میون چشمات گریه کردن واسه حرفات
کار خوبی تو نکردی برو، اما برمیگردی
نمی تونم با تو بد شم
تو بدی نمره صد شم
با تو بدرود ای مسافر، هجرت تو بی خطر باد))
((پرتپش باشه دلی که، خون به رگهای تنم داد
سراسر وجود تو پر از وفاست نازنین
اگر چه قلبهای ما به عشق هم تپد ولی
ببین چگونه راه ما زهم جداست نازنین
چرا به هم نمی رسند دو قلب نا امید ما
چرا زمین و آسمان به ضد ماست نازنین
خدا برای هر کسی نهاده قسمتی ولی
ببین برای ما خدا چگونه خواست نازنین
اگر چه ما در این جهان به هم نمیرسیم بدان
که عاقبت وصال ما در آن سراست نازنین
يكي از همين روزا، منو تنها ميذاره
آسمون مثل دلم، ابر و خاكستريه
بغض آسمون شكست، داره بارون ميباره
يكي گفت ديوونهاي، كه هنوز دوسش داري
دست من نيست به خدا، دلمه دوسش داره
تو برو نامهربون، برو و پيشم نمون
نارفيقي پيش تو، ميدونم كم ميآره
گفته بودي عاشقم، يه گل شقايقم
حيفِ گلهایی كه اون، توي دستات ميذاره
دل من چه مهربون، با دل سنگ تو بود
يه دل سنگي يه روز، رو دلت پا ميذاره
اما با صداي تو،همه چي يادم ميره
باز گناهه من چيه،دلمه دوست داره